بازگشت به خانه

منظور دکتر Van Tharp از این جملات چیست؟ “ما تنها باورهایمان در رابطه با بازار را معامله می‌کنیم. شما نمی‌توانید بازار را معامله می‌کنید! شما تنها باورهایی که از بازار دارید را معامله می‌کنید!”
به این جملات نگاه کنید و ببینید با کدام موافق هستید یا به آن اعتقاد دارید:

بازار جای خطرناکی برای سرمایه‌گذاری است (حق با شماست).
بازار جای امنی برای سرمایه‌گذاری است (حق با شماست).
وال‌استریت بازارهای مالی را کنترل می‌کند و کار برای سرمایه‌گذاران خُرد سخت است (حق با شماست).
شما به راحتی می‌توانید در بازار سود کنید (حق با شماست).
سود کردن در بازار کار سختی است (حق با شماست).
برای این‌که سودهای خوبی از بازار به دست آورید، به اطلاعات زیادی نیاز دارید (حق با شماست).

نظر شما در رابطه با تمام این جملات درست است. اگر با برخی از آن‌ها مخالف هستید، نظر شخصی‌تان چیست؟ نظر مخالف شما هم درست است! واقعیت امر این است که هیچ پاسخ درست یا غلطی برای این سؤال وجود ندارد. برخی از مردم به این جملات اعتقاد دارند و برخی دیگر با آن موافق نیستند. هر چیزی که در بازار به آن باور دارید، بر افکار و اعمال شما تأثیر مستقیمی می‌گذارد.
اعتقاد یا باور چیست؟

باورها اولین فیلتر اطلاعات هستند. ما به کمک باورها اطلاعات دریافتی از دنیای پیرامون خود را فیلتر می‌کنیم. باور شامل قضاوت‌ها، دسته‌بندی‌ها، تفاسیر و مقایسه‌ها می‌شود. این باورهای ماست که نحوه درک واقعیت و ارتباط با آن را مشخص می‌کند. چیزی که شما انتظار دارید، بستگی به باورهای شما دارد. انتظارات و باورها معمولاً در ناخودآگاه ما قرار دارند.
یکی از باورهای خوب و سازنده که می‌تواند منجر به معاملات خوب شود، باور این جمله است که شما مسئول نتایج معاملات هستید. وقتی شما این باور را قبول کنید، شروع به آموختن خواهید کرد و از اشتباهاتی که انجام می‌دهید چیزهای جدیدی یاد خواهید گرفت. با این حال اگر شما این باور را نداشته باشید، سعی خواهید کرد دیگران را ملامت کنید. اگر روزی احساس کردید که در حال اعتراض به بازار، قیمت‌ها، تحلیل تکنیکال، دوست، همسر و … هستید، به احتمال زیاد هنوز به این باور نرسیده‌اید که شما مسئول معاملات خودتان هستید. و این یعنی شما این اشتباهات را بارها و بارها تکرار خواهید کرد.
وقتی‌که معامله‌گر به این نتیجه می‌رسد که مسئول نتایج معاملات خودش است، این مسئله مهم را کشف خواهد کرد که نتایج معاملات به دلیل یکی از سه اتفاق زیر بوده است:

از قوانین خودش تبعیت کرده است.
قوانین خودش را نقض کرده است.
بدون قانون خاصی معامله کرده است.

وقتی‌که معامله‌گر زمان صرف می‌کند و تمام باورهای خود را روی کاغذ می‌نویسد، بهتر می‌تواند تشخیص دهد که چه چیزی می‌خواهد معامله کند و چگونه معامله کند. تنها کافی است که معامله‌گر باورهای خود در رابطه با بازار، پول، اهداف مالی و … را روی کاغذ بیاورد. این کار باعث می‌شود تا ایرادات و نواقصی که در افکار معامله‌گر وجود دارند هم به چشم بیایند. این خیلی مهم است که بدانید کدام باورها از شما به عنوان یک معامله‌گر حمایت می‌کنند و کدام یک مانعی در برابر پیشرفت شماست.
وضعیت روحی یا Mental State چیست؟

هر کار یا وظیفه‌ای که انجام می‌دهیم یک وضعیت روحی بهینه دارد که به ما کمک می‌کند تا آن کار یا وظیفه را بدون زحمت انجام دهیم. به طور مثال، برای اجرای یک معامله شما از تعهد و اشتیاق بهره می‌برید. در مقابل، ترس می‌تواند یک حالت روحی مخرب باشد و مانع از انجام معامله شود. حالات روحی همان نظم یا کنترل احساسات است. عجله کردن در بازار، ترسیدن از بازار یا خوش‌بینی بیش از حد به بازار هم مثال‌هایی از حالت‌های روحی ما هستند. کنترل کردن حالات روحی یا ذهنی بخشی از وظایف شماست. برای این‌که این وظیفه را به درستی انجام دهید، باید به این باور برسید که شما مسئول معاملاتی که انجام می‌دهید هستید.
استراتژی ذهنی یا Mental Strategy چیست؟

برای درک استراتژی ذهنی باید با نحوه فکر کردن مردم آشنا شوید. مردم به کمک حواس پنج‌گانه خود فکر می‌کنند (مثل تصاویر، صداها، احساسات، طعم و بو). استراتژی ذهنی روش گام‌به‌گامی است و ما در این مراحل از حواس پنج‌گانه استفاده می‌کنیم. به طور مثال یک روش مؤثر برای انجام معامله این است که اول سیگنال را ببینیم. دوم، تشخیص دهیم که این همان سیگنالی است که می‌خواهیم با آن معامله کنیم. سوم، احساس خوبی نسبت به آن داشته باشیم. چهارم، وارد معامله شویم. اگر حتی یکی از این مراحل را هم حذف کنیم، معامله‌گر نمی‌تواند وارد بازار شود و یا خیلی زمان خواهد برد تا تصمیم به معامله بگیرد.
همین‌که شما فهمیدید کدام باور، حالت روحی یا استراتژی ذهنی بیشترین تأثیر را بر عملکرد شما دارد، می‌توانید ایرادات خود به عنوان معامله‌گر را هم پیدا کنید و آن‌ها را برطرف کنید. یا اگر مزیت‌های خوبی دارید، می‌توانید آن‌ها را تقویت کنید. نتیجه همه این کارها رسیدن به یک مدل معاملاتی قابل اجرا، قوی و پر بازده خواهد بود.
جمع‌بندی

دکتر Van Tharp معتقد است که همه اقدامات ما در بازار نتیجه باورها، حالات روحی و استراتژی ذهنی ماست و به همین دلیل همه چیز در رابطه با حرفه معامله‌گری را به مسائل روانشناسی ربط می‌دهد. یعنی باید معامله‌گر از خود شناخت خوبی داشته باشد. در دانشگاه‌ها و در دوره‌های مدیریت مالی چنین آموزشی ارائه نمی‌شود. این وظیفه شماست که وقت بگذارید و خودتان را بشناسید و جوانب روحی و روانی حرفه معامله‌گری را ارزیابی کنید. مردم دقیقاً به آن چیزی که از بازار می‌خواهند می‌رسند. بیشتر مردم از موفقیت یا شکست می‌ترسند، به همین دلیل در برابر تغییرات مقاومت می‌کنند و سعی می‌کنند از عادت‌های طبیعی خود خارج نشوند و در بازار ضرر کنند. وقتی‌که از این ترس رها شدید، از تعصباتی که دارید هم خلاص خواهید شد و با واقعیت‌ها کنار خواهید آمد.

moneytools

http://fxdw.ir

نظر را بنویسید